X
تبلیغات
رایتل

آرمان دانش آموزی

موضوعات تخصصی علوم انسانی و اجتماعی

جمعه 10 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 05:36 ب.ظ

کجایند مردان بی ادعا؟

وقت اضافه : مدت کوتاهی از انقلاب اسلامی در سال ۵۷ گذشته است که منافقین( مجاهدین خلق) به طور آشکار چه از تظر ایدئولوژی و چه از نظر سیاسی و اعتقادی از انقلاب جدا میشوند و تلاش های شهید آیت الله دکتر بهشتی نیز ثمری ندارد حتی…
نویسنده : سید نوید کلهرودی سردبیر آرمان دانش آموزی ، دبیر بخش سیاسی سایت وقت اضافه


به مناسبت گرامیداشت هفته دولت و شهادت شهید رجایی و باهنر
مدت کوتاهی از انقلاب اسلامی در سال ۵۷ گذشته است که منافقین( مجاهدین خلق) به طور آشکار چه از تظر ایدئولوژی و چه از نظر سیاسی و اعتقادی از انقلاب جدا میشوند و تلاش های شهید آیت الله دکتر بهشتی نیز ثمری ندارد حتی مجاهدین علی رغم دعوت صدا و سیما برای مناظره رودرو عکس العمل نشان نمیدهند و بعدها در ذهن مردم بدین گونه جای میافتد که مجاهدین حرفی برای گفتن در مقابل امثال شهید بهشتی نداشته اند . این تفکر زمانی ثابت میگردد که دکتر بهشتی مستقیما از مسعود رجوی درخواست مناظره میکند و رجوی پاسخ منفی میدهد .
در نهایت سازمان مجاهدین خلق !!! ایران موفق به جذب عقاید و نظریات مردم ایران نمیشود و چون راهی برای ساکت کردن حق گویانی همچین شهیدان بهشتی ، باهنر و رجایی نمیابد دست به آخرین حربه ی ایدئولوژیک خود که همانا ترور است میزند . در ابتدا شهید بهشتی و یارانش را در ۷ تیر ترور و سپس برای ترور نخست وزیر رجایی تلاش میکند .
منافقین که تنها حامی و یار خود ابوالحسن بنی صدر را از دست داده اند در طیف رسمی و یا به عبارتی حاکمیت یاوری ندارند و به همین جهت تصمیم میگیرند بر مهره های توانمند و اصلی انقلاب ضربه بزنند که طی این تصمیم تعدادی از یاران کلیدی انقلاب اسلامی به شهادت میرسند.اما همانگونه که بر همگان واضح است معمولا اقداماتی به مانند ترور نتیجه برعکس میدهند و همان گونه که ترور شهید بهشتی و یارانش از سوی مردم پاسخی متفاوت از آنچه  منافقین در فکر داشتند به آن ها داد . ترور شهید رجایی و باهنر نیز نتیجه ای جز نفرت بیشتر مردم از سازمان منافقین نداشت .
توطئه ای که هر چند با کمک افرادی همچون کشمیری به ظاهر به موفقیت پیوست اما در اصل موجب بسط و توسعه ی اندیشه ی افراد بزرگی به مانند رجایی و باهنر در میان مردم شد . از آن پس هفته ی اول شهریور ماه  به جهت گرامیداشت یاد و نام این دو شهید به نام هفته ی دولت نام گذاری شده است
تا یادآور خاطرات تلخ و جانگداز آن دوران، دوران تلاش و سخت‌کوشی عناصری دلسوز و ایثارگر در نظام اجرایی انقلاب که تمام هم و غمشان رفع مشکلات محرومین و حل مسائل مردم بود باشد.
اما در این میان مطلبی مورد توجه نگارنده ی متن که در ارتیاط با شهید باهنر بود قرار گرفت. میگویند روزی شهید باهنر وارد جلسه ی حزب جمهوری اسلامی میشود و به اعضای حزب میگوید به بنده پیشنهاد وزیری بر وزارت آموزش و پرورش را داده اند نظر جمع چیست ؟ تمام اعضای حاضر شروع میکنند به اعتراض که آقای باهنر شان و منزلت شما از وزارت آموزش و پرورش بیشتر است و فلان و… . شهید باهنر لبخندی به حاضران میزند و میگوید : مگر شما فراموش کرده اید که  تا همین چند ماه پیش که حکومت پهلوی بر سر کار بود ما آرزو میکردیم  فقط یک کلاس در کل کشور را به ما بدهند تا بتوانیم  نه فقط بچه های آن کلاس بلکه به کل ملت درس بدهیم ؟
ذکر این خاطره بدان جهت است که بعضا افرادی که ادعای دلسوزی و خدمت برای میهن را دارند به یاد بیاورند که آن هایی که واقعا داعیه ی خدمت و دلسوزی داشتند یا در جریان انقلاب یا در جنگ به شهادت رسیده اند و از آن نسل یادگاران ارزشمندی به مانند جانبازان و ایثارگران مانده است . نه افرادی که به مانند مکنده به میزها و کانون های ثروت و قدرت چسبیده اند و ادعای مردمی بودن دارند . در انتها عکس هایی از انفجار دفتر نخست وزیری گذاشته شده است که به ضمیمه قسمت اولیه ی شعری از محمد حسین جعفریان را گذارده ایم:
فصل‌های پیش از این هم ابر داشت
بر کویرم بارشی بی‌صبر داشت
پیش از اینها آسمان گلپوش بود
پیش از اینها یار در آغوش بود
اینک اما عده‌ای آتش شدند
بعد کوچ کوه‌ها آرش شدند
از بلند از حلق آویزها
قلب‌های مانده در دهلیزها
بذرهایی ناشناس و گول و گند
از میان خاک و خون قد می‌کشند
بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند
عده‌ای حسن القضاء را دیده اند
عده‌ای را بنزها بلعیده اند
بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجی‌ها بسیجی تر شدند.
 ۸شهریور، سی امین سالگرد فاجعه تروریستی انفجار دفتر نخست وزیری در سال ۱۳۶۰به دست منافقان کوردل و شهادت ” محمدعلی رجایی” و “محمدجواد باهنر” است.
تصاویر انفجار دفتر نخست وزیری به دست منافقین